
سلام به مولایم
سرم را به نشانه ی شرم و خجلت پایین می گیرم،تا یادم باشد که مرا می بینی…و شرم کنم از اینکه یاورت نبودم…
به قول مرحوم کافی شما جز شیعیان کسی رو ندارین،وقتی که نامه ی اعمالم رو روزهای دوشنبه و پنج شنبه به دست شما میدن،چی دارم که بگم ،آخه چجوری میتونم با این همه گناه یار تو باشم،اصلا چطوری میتونم اسم خودمو شیعه بذارم،نه…
توی دنیایی که داره پر میشه از فساد و تباهی ،چشم امید همه به شماست اقاجان،به شما که ناجی بشر بشید ،اقا جان بخدا خیلی ها خسته اند، منم خسته ام،می ترسم،نکنه….
اقاجان شیعیان هم جز شما کسی رو ندارن،پس دستمونو بگیر ،نذار طوفان اخرالزمان ریشمونو بخشکونه،که اگه نگاهت نباشه حتما می خشکونه…
اقاجان با این همه روسیاهی باز برای فرجت دعا می کنم، شاید خدا دعای روسیاهارو هم به حق مهربونیش قبول کرد…
ازت میخوام ای ابرومند در پیشگاه خدا مارو شفاعت کنی نزد خدا…
یا وجیها عندلله اشفع لنا عندلله