آوریل 16, 2008 در 11:29 ق.ظ (ایمان خلجی)
چه کم پیدا شدی حالا
مگر خسته شدی جانا
زمن رانده شدی ایا؟؟!!!
آوریل 16, 2008 در 12:56 ب.ظ
من خواب دیده ام که کسی می اید من خواب یک ستاره قرمز دیده ام و پلک چشمم هی می پرد و کفشهایم هی جفت می شود و کور شوم اگر دروغ بگویم من خواب ان ستاره قرمز را وقتی که خواب نبودم دیده ام کسی می اید کسی می اید کسی دیگر کسی بهتر من خواب دیده ام …
آوریل 20, 2008 در 4:53 ق.ظ
با درود به دوست وب نویس، این نوشتار را خواندم.
من در وب نوشت «رقص بر بام پریشانی» به عنوان وب نویس میهمان می نویسم. در صورت تمایل این وب نوشت را در فهرست پیوندهای ثابت خود درج کنید.
نشانی «رقص بر بام پریشانی»: http://dowr.wordpress.com
نام
رایانشانی
شناسه
مرا از دیدگاههای بعدی از طریق رایانامه آگاه کن.
سیروس گفت،
آوریل 16, 2008 در 12:56 ب.ظ
من خواب دیده ام که کسی می اید
من خواب یک ستاره قرمز دیده ام
و پلک چشمم هی می پرد
و کفشهایم هی جفت می شود
و کور شوم
اگر دروغ بگویم
من خواب ان ستاره قرمز را
وقتی که خواب نبودم دیده ام
کسی می اید
کسی می اید
کسی دیگر
کسی بهتر
من خواب دیده ام
…
فرمانده گفت،
آوریل 20, 2008 در 4:53 ق.ظ
با درود به دوست وب نویس، این نوشتار را خواندم.
من در وب نوشت «رقص بر بام پریشانی» به عنوان وب نویس میهمان می نویسم. در صورت تمایل این وب نوشت را در فهرست پیوندهای ثابت خود درج کنید.
نشانی «رقص بر بام پریشانی»:
http://dowr.wordpress.com