مرگ زیبا…

یه بنده خدایی از دوستان چند وقت پیش به رحمت خدا رفت…یکی از کسانی که همه واقعا به خاطر شیرین زبونیاش و اخلاقش دوستش داشتن…بعدا توی وسایلش که نگاه میکنن به این شعر بر میخورن:

به مزارم بنويسيد كه عاشق بوده است
از جهاني به خدا رانده و فارغ بوده است
ننويسيد زنام وز نشان اين همه ام
بنويسيد غلام پسر
فاطمه ام
خاك ترتب بگذاريد درون كفنم
كه بدانند غلام پسر
بوالحسنم

بعد از پیدا کردن این شعر ،اونو روی سنگ مزارش نوشتن…همونطور که خودش خواسته بود…

چه مرگ قشنگی داشتی اقا سعید…

 

عشق عمو…

 

غزل عمو

سلام دوستان بابت تاخیر زیاد در آپ ببخشید…یکی از دلایلش همین خانم کوچولو که عکسشو می بینید…

برادرزادمه الان سه ماهشه…

فکر کنم اونایی که عمو هستن میدونن چقدر برادزاده عزیزه ،مخصوصا اگه ازت دور باشه چه حالی داری…وای

 

مادر،مادر،مادر…

madar 

تولد حضرت زهرا(س)،ریحانه ی پیامبر و روز زن رو به همه ی شیرزنان پاکدامن تبریک میگم…

 

 

نه مثل ساره اي و مريم ! نه مثل آسيه و حوّا

 

فقط شبيه خودت هستي ! فقط شبيه خودت زهرا!

 

 

اگر شبيه كسي باشي ، شبيه نيمه شب قدري

 

شبيه آيه تطهيري! شبيه سوره « اعطينا»!

 

 

شناسنامه تو صبح است ، پدر تبسّم و مادر نور

 

كبود شعله ور آبي! سپيده طلعت مهتابي!

 

سلام ما به تو اي باران ، سلام ما به تو اي دريا!  

به خون نشستن تو امروز، به گل نشستن تو فردا!…

 

بگير آب و وضويي كن ، ز چشمه سار فدك امشب

نماز عشق بخوان فردا ، به سمت قبله عاشورا   

 با تشکر از قفنوس عزیز

 

رویا…

The pain of my ill-fated life bear I

With it well acquainted am I

Your words do my wounds

 

You who sorn my pain address

Laugh not, loved one

Instead

Com join me once more in an embrace

 

Loneliness, a bitter nightmare

My heart is lost in your absence

O loved one…

 

ناجی…

 

سلام به مولایم

سرم را به نشانه ی شرم و خجلت پایین می گیرم،تا  یادم باشد که مرا می بینی…و شرم کنم از اینکه یاورت نبودم…

 

به قول مرحوم کافی شما جز شیعیان کسی رو ندارین،وقتی که نامه ی اعمالم رو روزهای دوشنبه و پنج شنبه به دست شما میدن،چی دارم که بگم ،آخه چجوری میتونم با این همه گناه یار تو باشم،اصلا چطوری میتونم اسم خودمو شیعه بذارم،نه…

توی دنیایی که داره پر میشه از فساد و تباهی ،چشم امید همه به شماست اقاجان،به شما که ناجی بشر بشید ،اقا جان بخدا خیلی ها خسته اند، منم خسته ام،می ترسم،نکنه….

 

اقاجان شیعیان هم جز شما کسی رو ندارن،پس دستمونو بگیر ،نذار طوفان اخرالزمان ریشمونو بخشکونه،که اگه نگاهت نباشه حتما می خشکونه…

 

اقاجان با این همه روسیاهی باز برای فرجت دعا می کنم، شاید خدا دعای روسیاهارو هم به حق مهربونیش قبول کرد…

 

ازت میخوام ای ابرومند در پیشگاه خدا مارو شفاعت کنی نزد خدا…

یا وجیها عندلله اشفع لنا عندلله

 

 

انتظار…

 

چه کم پیدا شدی حالا

مگر خسته شدی جانا

زمن رانده شدی ایا؟؟!!!

درد…

((بسم رب الزهرا))

 

امروز و البته نه فقط امروز بلکه خیلی وقته دلگبر و نگرانم و ترس وحشتناکی وجودم رو فراگرفته، و اون هم به خاطر یه موضوع مهم به نام وضعیت نابسامان افراد جامعه ست…

حتما می پرسید من چرا نگرانم؟

توضیح میدم…

توی جامعه ی جدید ،دیگه کسی رو نمی بینم یا حد اقل خیلی کم می بینم که خوبیهای واقعی رو بعنوان خوبی بشناسه…براتون مثال می زنم:

برای امتحان شما هم مثل من کاری شبیه نظر سنجی انجام بدین،مثلا بیایید در مورد حجاب از اقشار مختلف سوال کنید،من امتحان کردم ،نتیجه ی تاسف باری هم داشته…

بعضی از جوابهایی که خانمها میدن:

 

1-توی جامعه ی امروز اگه با حجاب باشم منو بعنوان یک فرد افسرده و یا عقب مانده از زندگی مدرن می شناسن!!

2-حجاب دست و پا گیره

3-اگه با حجاب باشم ممکنه در ارتباط با دیگران دچار مشکل بشم و اعتماد به نفسم از بین بره…

 

البته شاید در چند مورد حق با این افراد باشه،چون چنین جوی در جامعه واقعا وجود داره…

ولی متاسفانه هیچ کدوم از این افراد ارزش واقعی خودشونو نمی دونن،اگه شما از جوونهایی که اطرافتون هستن ،چه اونهایی که زیاد رعایت شئونات رو نمی کنند و چه کسانی که پایبند برخی مسائل هستند سوال کنید که نظرشون در مورد خانمهای محجب و غیر محجب چیه احتمالا چنین جوابهایی رو خواهید شنید…

 

هردو گروه برای خانمهای محجب احترام خاصی قایلند و شاید برخی مشکلات رو هم که برای خانمها بوجود میارن رو جرئت نمی کنند برای خانمهای محجب ایجاد کنند…و حتی اشخاصی که با برخی خانمهای غیر محجب دوست هستند و به ظاهر با هم ارتباط بسیار خوبی هم دارند ،در بسیاری موارد حاضر نیستند اون خانم رو بعنوان شریک زندگیشون انتخاب کنند…

 

این حرفها که البته حرف نیستند بلکه دردند را خیلی ها می دونند ولی هیچکس حاضر به انجامشون نیست..!!

 

آیا دلیل این قیافه های ناموزون زیباییه؟؟!!

مطمین باشید برخی انسانها ترجیح میدن با زشت ترین افراد باشند و حتی یک روز چنین زیباهایی رو نبینند!!

 

زیبا بودن خوبه ولی نه به هر قیمتی…میترسم به قول معروف که میگه:

 

خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو

ماهم مجبور باشیم مثل خیلی ها بشیم…

 

بعضی وقتها خوبه که ضرب المثلهامونو تغییر بدیم،مثلا بگیم:

 

خواهی نشوی همرنگ،رسوای جماعت شو

بعضی وقتها اینجوری قشنگتره…

یا علی

 

 

 

 

ببخشید اشتباه شده…

سلام
دوستان اشتباه شده…
چی؟
بابا این عکسی که تو مطلب قبلیه ، من اشتباهی گذاشتم حواسم نبود،اصلا هم نگاه نکرده بودم،یکی هم این وسط پیدا نشد بگه اخه این چه عکسیه چرا انگار دستش قطع شده که من متوجه بشم نسخه ی اصلی عکسو نذاشتم…
یه چند وقتی این عکس ویرایش نشده رو تحمل کنید تا نسخه اصلیشو بذارم…
سال جدید چقدر خنگ شدم ها…

سکوت شیشه ای مال منه…

 

 

 

 

قبلا توی موتور جستجوی گوگل همیشه سرچ می کردم که مطمئن باشم سکوت شیشه ای تکه و کسی بجز من این اسمو واسه وبلاگش انتخاب نکرده باشه…اون موقعها فقط وبلاگ من و یه سایت دیگه به این اسم وجود داشت که البته زیاد ناراحت نبودم چون توی دنیای بزرگ اینترنت دو تا اسم مثل هم چیزی نیست و در واقع بازم میشد گفت سکوت شیشه ای تک بود.در ضمن شما اگه توجه کرده باشید وبلاگهای همنام به وفور تو شبکه دیده میشه…به همین خاطر من خیلی خوشحال بودم….ولی بعد از عید باز اومدم سرچ کردم که یه دفعه دیدم چند تایی وبلاگ به اسم سکوت شیشه ای ساخته شده،نمی خوام بگم تقلید کردن ولی من فکر نمی کردم چنین اتفاقی بیافته ،البته بازم خوشحالم چون بازم وقتی سرچ می کنم ،گوگل ،سکوت شیشه ای رو بعنوان وبلاگ شخصی ایمان خلجی معرفی می کنه…که این نشون دهنده ی اینه که زمانی که من وبلاگمو توی گوگل و یاهو ثبت کردم تک بودم…البته من کاری به بقیه ی سکوت شیشه ای ها ندارم ،فقط امیدوارم اسم وبلاگهاشون رو خودشون بطور اتفاقی و بدون کپی برداری انتخاب کرده باشن….زیاد هم مهم نیست ،سکوت شیشه ای من یه چیز دیگه ست ،اگه حتی هزار تای دیگه هم همنامش درست بشه بازم واسه من تکه….اینو یادتون باشه همیشه…

 

 

 

 

سکوت شیشه ای =ایمان

همین و همین…من بی سکوت شیشه ای یعنی هیچ…یا علی 

 

 

تولد غریبونه

1bda25ebadb286b20a6d775382bc6123.jpg

بمیرم برات وبلاگ عزیزم که دو ماه و نیم از تولدت گذشت ولی هیچکی نفهمید

تو غربت یه ساله شدی ،هر چی صبر کردم کسی یادش نبود مجبور شدم خودم برات بنویسم،تا منو داری غم نداری سکوت شیشه  ای عزیز

انشالله سال دیگه سنگ تموم میذارم برات

تولدت غریبونت مبارک… 

دوستت دارم … 

« داده های پیشین برگه‌ی بعد » برگه‌ی بعد »